|
چشم انداز
|
تبسم خرجی ندارد ولی چیزهای بسیاری را می آفریند تبسم بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند گیرنده اش را غنی میسازد تبسم یک لحظه بیش پایدار نیست ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی می ماند تبسم درخانه خوشبختی ایجادمیکند ودر تجارت حسن نیت زیرا تبسم نشانه دوستی ورفاقت است تبسم خستگی را برطرف وافراد مایوس را امیدوار میکند
[ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ] [ 18:44 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
[ یکشنبه دهم آذر 1387 ] [ 9:39 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
عشق میوه زندگی است. عشق نخستین پیام زندگی است. عشق بهترین آغاز فصل زندگی است. بدون عشق نمیتوان یه لحظه زندگی کرد. بدون عشق زندگی نا مکمل است.
[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ] [ 9:19 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
خوشا درد که درمانش تو باشی خوشا چشم که رخسارش تو باشی
بادرد بساز چون دوای تو منم گر بر سر کوی عشق ما کشته شوی [ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ] [ 10:50 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
زندگی پر از غم خود را چطور بدون تو نازنین سپری کنم تو یگانه امید زنده بودن بودی ولی نا مهربان منو تنها گذاشتی فکر هم نکردی که بعد از رفتن تو من چقدر نا توان خواهم گشت یاد از خاطرات شیرین ما هم نکردی اون خاطرات که همیشه درقلب من جاودان و ابدی است اون روزهای پر ازلطف و محبت اون روزهای گرم وپر ازتبسم اون شبهای مهتابی که در کنار هم نشسته به مهتاب نگاه میکردیم من برایت شعر میسرودم وتو به اون گوش میکردی بادته بهم گفتی هیچ وقت تو را تنها نمیگذارم اما نمیدونم یکبار چی شد منو تنها گذاشتی چی شد اون وعده ها اون مهربانی ها حالا من ماندم وتنهای اون خاطرات اون لبخند های شیرین تو اون بوسه های گرم تو هیچ وقت فراموش شدنی نیست تا آخرین لحضه زندگیم
[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ] [ 16:49 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
ای آنکه بجز تو نیست یار دل من***درد وغم توست غمگسار دل من باز آی که غنچه دلت باز شود***هنگام بهار دربهار دل من
تو را من چشم در راهم شاید روزی درکنارم آمده از حال زار من باخبر شوی شاید بالای قلب بیقرار من احساس رحم کرده مرا درک کنی شاید بمانند بلبلان نوای عشق را برایم بسرائی فقط منتظر آنروز هستم نازنین [ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ] [ 19:17 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
به بهار گفتم دوستت دارم***از پیش من رفت وپائیز شد
به ماه گفتم دوستت دارم*** به من خیره شد آهی کشید
به ابر گفتم دوستت دارم***به هم پاشید وباران شد [ جمعه بیست و یکم تیر 1387 ] [ 14:36 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
سلام به تو ای خالق یکتا*** سلام به تو ای آرامش دهنده قلبها سلام به تو ای معشوق زیبا***سلام به تو ای شبنم گلها
[ جمعه بیست و یکم تیر 1387 ] [ 13:50 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
شعر
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ] [ 18:27 ] [ مرتضی تابان ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |